








سیاه خون رمانهای سه گانه جلد دوم کورنلیا فونکه کتایون سلطانی افق
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
کتاب «سیاه خون» دومین جلد از سهگانهی فانتزی و تحسینشدهی «فونکه» اثر کورنلیا فونکه، اثری است که قواعد بازی جلد پیشین خود سیاه قلب را دگرگون میکند. اگر در کتاب اول، این شخصیتهای داستانی بودند که به دنیای واقعی ما سرریز شدند، در «سیاه خون»، ورق برمیگردد و این انسانهای واقعی هستند که به درون جهان ساختهشده از کلمات و مرکب پرت میشوند. فونکه در این رمان که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، مرزهای جهان داستانیاش را وسعت میبخشد و لایههای تاریکتر و پیچیدهتری از قدرت داستانسرایی را به تصویر میکشد.
ماجرا از جایی اوج میگیرد که «مگی»، دختر نوجوانی که قدرت ماورایی پدرش در جانبخشی به کلمات را به ارث برده، تصمیم میگیرد همراه با «فرید»، پسر جوان و دلیر داستان، قدم به درون کتاب بگذارد. مگی همواره آرزوی دیدن «جهان جوهری» را داشت، اما بهزودی درمییابد این جهان، آن سرزمین رویایی و امنی نیست که خالقش، «فنوگلیو»، با آبورنگ توصیف کرده بود. با ورود آنها و در ادامه پایگذاشتن پدر مگی، مو یا همان زبان جادویی به این دنیا، همهچیز از کنترل خارج میشود. فنوگلیو که خود درون داستانش گیر افتاده، با وحشت متوجه میشود روایت او حالا مستقل از نویسندهاش نفس میکشد، شخصیتها سر به شورش برداشتهاند و مرگ در این جهان واقعی، سرد و برگشتناپذیر است.
در دل این هرجومرج، شخصیتها دچار دگردیسیهای عمیقی میشوند. «مو» ناخواسته در قامت راهزنی افسانهای بلوطخورک فرو میرود و خشونتی پنهان را در خود کشف میکند. مگی دیگر آن کودک نظارهگر نیست و باید با سنگینی میراث خود دستوپنجه نرم کند؛ و گردانگشت در بازگشت به سرزمین مادریاش با گذشته و خانوادهی رهاشدهاش روبهرو میشود.
در عمق تاریک داستان، فونکه بحرانهای هولناکی خلق کرده است. از سویی «مارکله»، حاکم خبیث و ستمکار، در ازای بریدن زبان هنرمندان دورهگردی که او را مسخره میکنند پاداش میدهد و از سوی دیگر، «مگپی» با کینهای عمیق برای انتقام بازگشته است. در کنار اینها، شخصیت «اورفئوس» قد علم میکند؛ خوانندهای بزدل و سارق ادبی که ادعای خدایی دارد. تقابل فنوگلیو با این نیروهای تاریک، پرسش محوری کتاب را مطرح میکند: یک نویسنده تا کجا بر جهان خود حاکم است و چقدر در قبال فجایع آن مسئولیت دارد؟ «سیاه خون» که افتخاراتی نظیر بهترین رمان سال ادبیات کودکان آلمان را در کارنامه دارد، جهانی کامل، پرالتهاب و درگیرکننده است. این رمان با پایانی غافلگیرکننده و سوگوارانه، خواننده را با این حقیقت مهیب روبهرو میکند که کلمات میتوانند هم معجزه کنند و هم به برندهترین سلاحها برای نابودی بشر تبدیل شوند .








