


بلندی های بادگیر عشق هرگز نمی میرد امیلی برونته علی اصغر بهرام بیگی جامی (متن کامل)
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
با خود میاندیشم: ‹‹ای مرد بدبخت! تو نیز مانند سایر همنوعانت قلبی در سینهات میطپد و اعصابی داری كه در برابر غمها و شادیها حساسیت نشان میدهد. چرا بیهوده سعی میكنی عكسالعمل قلب اعصابت را از شنیدن خبر این فاجعه پنهان داری؟ چرا میخواهی وانمود كنی كه خونسردی و آرامش خود را از دست ندادهای؟ این كبر و غرور تو نمیتواند خدا را فریب دهد!››
...داستان رمان برای مسافری تعریف شده است و او آن را به اول شخص روایت میکند. پدر و مادر هیثکلیف، که کولیاند، او را رها کردهاند و آقای ارنشا او را نزد خود در روستا پذیرفته است و همچون فرزندان خویش بزرگ میکند...
...این رمان یکی از عجیبترین و شورانگیزترین آثار ادبیات انگلیس است. امیلی برانته به همراه دو خواهرش، که آنها نیز نویسندهاند، در ناحیهای غمزده و وحشی زیسته اند، زیرا مسئولیتهای کلیسایی پدر آنها را مجبور به اقامت در این ناحیه میکرد. یگانه برادرش به دوردست رفته و آنجا به یک زندگی بیهویت تن در داده بود. بنابراین، امیلی با زندگی آشنایی چندانی نداشت و تنها وجه دردآور و مصیبتبار آن را دریافت.
حس عمیق پیوند با طبیعت، که در چشم او همان زمین بایر بود، به او اخلاقی قهرمانی آموخت و به وی امکان داد تا زندگی خود را بپذیرد و از آن لذت ببرد؛ بیآنکه شادیهای دیگری به جز آنچه از ذهن خویش بیرون میکشید او را دلگرم کند...


