










فهرست نبایدها رولف دوبلی شیلا خداداد ابوعطا
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
درباره کتاب
|رولف دوبلی نویسنده و اندیشمند سوئیسی است که بهخاطر آثارش در زمینهی تفکر انتقادی، تصمیمگیری و سادهسازی زندگی شناخته میشود. او با ترکیب فلسفه، روانشناسی و تجربههای عملی، به بررسی خطاهای رایج ذهن انسان میپردازد و به خوانندگان کمک میکند انتخابهای هوشمندانهتری داشته باشند. آثار او به زبانهای متعدد ترجمه شده و در سراسر جهان با استقبال گسترده روبهرو شدهاند.| موفقیت همیشه در «انجام دادنِ بیشتر» نیست؛ گاهی در «انجام ندادنِ درست» است. در دنیایی که مدام از ما میخواهد سریعتر بدویم، بیشتر کار کنیم و همیشه در حال «بهبود» باشیم، رولف دوبلی در فهرست نبایدها مسیر متفاوتی پیش روی ما میگذارد: مسیرِ حذف، نه افزودن. این کتاب نشان میدهد بسیاری از شکستها، اضطرابها و تصمیمهای اشتباه ما نه بهخاطر ندانستنِ «چه باید کرد»، بلکه بهدلیل ندانستنِ «چه نباید کرد» رخ میدهند. دوبلی با نگاهی دقیق، عقلانی و گاه طناز، فهرستی از دامهای فکری، عادتهای مخرب و خطاهای رایج را پیش روی ما میگذارد؛ دامهایی که اگر از آنها دوری کنیم، زندگی سادهتر، شفافتر و هوشمندانهتری خواهیم داشت. فهرست نبایدها کتابی است برای: · تصمیمگیری بهتر با تلاش کمتر · دوری از خطاهای ذهنی رایج · کاهش فشار، شتابزدگی و فرسودگی · تمرکز بر آنچه واقعاً اهمیت دارد این کتاب نه شما را به انجام کارهای بیشتر تشویق میکند و نه نسخههای پرزرقوبرق میدهد؛ بلکه کمک میکند زندگیتان را از کارهای غیرضروری خالی کنید؛ و دقیقا از همینجا، تغییر آغاز میشود.
بخشی از کتاب
برخی افراد کلکسیون صفحات موسیقی وینیل، کنسولهای بازی یا لباسهای قدیمی جمع میکنند. من اما سالهاست داستانهای شکست را جمع میکنم؛ شکست در کار، زندگی خانوادگی، ازدواج و زندگی به طور کلی. رمان عظیم آنا کارنینا اثر لئو تولستوی با جملهای آغاز میشود: «خانوادههای خوشبخت همه شبیه هماند؛ هر خانوادهی بدبخت اما به شیوهی خودش بدبخت است.» منظور این است که خوشبختیِ ساده، داستان جذابی نمیسازد. شادی ساده و یکنواخت است، بیعمق، مثل تفلون. اما ناخوشی و رنج، بافت و عمق داشته و درسهای زیادی برای آموزشدادن دارند. به همین دلیل، من عاشق جمعکردن داستانهای بدبیاری هستم. در روز فارغالتحصیلی، دانشگاهها معمولاً یک سخنران مهمان دعوت میکنند تا تجربههایش را با دانشجویان تازهفارغالتحصیل به اشتراک بگذارد. در سیزده ژوئن 1986، چارلی مانگر که آن زمان شصتودو سال داشت، برای این کار به مدرسهی هاروارد در لسآنجلس آمد. او، همراه با وارن بافت، موفقترین شرکت هلدینگ تاریخ، برکشر هاتاوی، را ساخته بود. سخنرانی او بسیار متفاوت بود. عنوانش هم عجیب بود: «چگونه زندگیای پر از بدبختی را تضمین کنیم.» به جای دادن توصیه برای موفقیت، او چهار روش مطمئن برای شکست کامل در زندگی را توضیح داد. او همهچیز را وارونه کرد. این روش، یک ایدهی درخشان بود؛ چون قوانین منفی، ملموستر و بهیادماندنیترند. تحقیقات زیادی دربارهی شادی شده، اما هنوز دقیقاً نمیدانیم چه چیزی باعث موفقیت میشود، ولی میدانیم چه چیزی آن را غیرممکن میکند. کلید کار این است که عامل شکست را بشناسیم و از آن دوری کنیم، آنگاه مسیر موفقیت بهطور طبیعی جلوی ما باز خواهد شد...









